مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
106
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
بخشندهترين امّت من است » . « 1 » و فرموده است : « و صاحب سرّ من ، معاوية بن ابىسفيان است » . « 2 » نيز آن حضرت از زبان جبرئيل فرموده است : « يا محمد ، سلام مرا به معاويه برسان و او را به نيكى سفارش كن ؛ زيرا كه امين خداوند بر كتاب و وحى اوست و چه امانتدار خوبى ! » . « 3 » يا : « امانتداران سه تايند : جبرئيل ، من و معاويه . » « 4 » يا : « پروردگارا او را هدايتگر و هدايت شده گردان و ديگران را به وسيلهء او هدايت كن » . « 5 » و احاديث جعلى بسيارى كه پيوسته تا به امروز بسيارى از فرزندان اين امّت با آنها گمراه مىشوند . ب - باز داشتن مردم به نام دين از نارضايتى از حاكم ستمگر و قيام عليه او : معاويه كوشيد تا مردم را از قيام عليه ظلم و جور بترساند و فرمانبردارى از حاكم را ، گرچه ستمگر باشد ، نيك جلوه دهد . او در برابر هركس كه فكر قيام و انقلاب را در سر مىپروراند ، تهمت تفرقهافكنى ميان امّت را علم كرد ؛ اتهامى كه كيفرش قتل بود . همهء اينها به نام دين و از طريق احاديث بسيارى كه به وسيله دستگاههاى تبليغاتى و به منظور ترساندن و گمراه سازى امّت جعل مىشد ، انجام مىگرفت ؛ براى نمونه به چند نقل زير توجّه كنيد : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « هر كس از حاكم خويش چيزى ناخوشايند ببيند ، بايد بر آن شكيبايى ورزد ؛ زيرا هر كس جداى از جماعت بميرد ، بر مرگ جاهليت مرده است . » « 6 » ابوهريره از عجاج پرسيد و گفت : اهل كجايى ؟ گفت : اهل عراق . گفت : زود است كه اهل شام براى گرفتن زكات نزد تو بيايند . آنگاه كه پيش تو آمدند ، خود با اموال به پيشوازشان برو ؛ و چون بر سر اموال رفتند تو از آنها دور باش و اموال را به آنان واگذار . مبادا به آنان
--> ( 1 ) - تطهير الجنان ، ص 12 . ( 2 ) - همان ، ص 13 . ( 3 ) - البدايه والنهايه ، ج 8 ، ص 120 . ( 4 ) - همان . ( 5 ) - همان . ( 6 ) - بخارى ، ج 9 ، ص 47 ، باب الفتن .